غیرت...
-
تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 16:32
" غیرت "همیشه تو تصوراتم مردِ با غیرت مردی بود که اگه یه نفر چپ بهم نگاه میکرد ، عربده میزد و حکم مرگِ طرفو صادر میکرد!اگه یه تارِ موهامو مردی جز خودش میدید سرم داد میزد : " بپوشون اون لامصبارو ..."ا
درد داره...
-
تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 16:32
درد داره…درد داره موقعی که هنوزدوستش داری امانبایدبه روی خودت بیاری…موقعی که میخوای مثل قبل بشی امانمیشه…موقعی که یادکاراش میوفتی ویه لبخندمیادگوشه لبت…موقعی که دل یه چیزی میگه وعقل یه چیزدیگه …موقعی
دلم مرگ میخاد...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
حالم خوب نیست، من شکست خورده ام، در این کشمکش بین من و دنیا، بالاخره دنیا پیروز شد، حالم خوب نیست، من شکست خوردم، دیگر چه فرق میکند کلاغ بخواند یا قناری، دیگر چه فرق میکند آسمان ابری باشد یا
یه آدمایی هستن که ...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
یه آدمایی هستن که وقتی برای بار اول میبینیشون عجیب باهاشون احساس نزدیکی می کنیآدمایی که نه تو گذشتت بودن نه مطمئنی که تو آیندت باشنولی به احوالت یه رنگ تازه میزننآدمایی خیلی ساده ولی لحظه های تکراری
بزرگ شدن بدترین آرزوی همه زندگی من بود ...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
یک روز آرزو کردم زودتر بزرگ شوم که کفش هایم پاشنه های بلند داشته باشد و دیگر جوراب های سفید تور دار و جوراب شلواری های عروسکی نپوشم... دلم می خواست بزرگ شوم تا دستم به کابینت های بالای آشپزخانه بر
زخم...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند.می بخشم همه آن هایی را که اساسی این غصه های لعنتی را به جانم انداختند اما علاج این غصه های لعنتی را زودتر به من برسانید می ترسم...... از خو
چه دلی خوش دارم..!
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
همه شاکی ز من و من ز همه بیزارم اصلا انگار نه انگار کسی را دارم !گفتم عاشق شده و چاره از آنجا جویم عاشقت گشتم و افتاد گره در کارم!گفتم عاشق شوم و خواب خوشش را بینم از همان روز که عاشق شده ام ، بیدار
ادم های خوب..
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
آدمهای خوب همیشه اول داستان لبخند به لب دارند در عمیق ترین فکرهایشان ، آنجا که دست هیچکس نمیرسد تا از دریای افکارشان بیرونشان بکشد ،باز حواسشان به دوستشان هست که دلش نگیرد همان هایی که برای بچهای ک
زندگی یعنی...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . .
تنهای تنها..
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 23:44
خدایا کفر نمی گویم پریشانم، چه می خواهی تو از جانم؟ مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداوندا تو مسئولی ، خداوندا تو تنهایی و من تنها ، تو یکتایی و بی همتا ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا ، فقط تن
زخم..
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
دردِ دِل کــه میکُنــی یعنـــی ضَعــف هایَــت را درد هاَیــت را میگُذاری در سینـــی و تعــــارُف میکنــی کــه هَــرکُدامَـــش را کــه میخواهنـد بردارنـــد تیــــز کننـــد تیــــغ کننـــد … و بزننـــد
ديدار تو...
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
سرگرم به خود زخـــم زدن در همه عــمـــرم ✔ هر لحظه جز این دسته مرا مشغـــلهای نیست ✔ دیریــــست کـــه از خانـــــه خرابـــان جهانــــم ✔ بر سقف فروریختهام چــلــچـــلــــهای نیـــست ✔ در حسرت دیدار تو آواره تریــــنم هرچند که تا منزل تو فاصلـــهای نیـــست✔ ای که نزدیکی مثل من، به من اما خیلی دوری ✔ ...
تنهایی
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
ﯾِـکــ ﮔـــﻮﺷــہ ےِ ﺩِﻧــــﺞ ﯾـکــــ ﻧﻘﻄـــــہ ۰ ﯾــکـــــــ ﻋــــﺎﻟﻤـِہ ﺑُﻐــــﺾ ﯾـــکـــــــــ ﺩُﻧﯿـــﺎ ﺣــَﺮﻑ ﯾــــکــــــــــ ﺩﻝِ ﺷﮑـــﺴﺘـــہ ﻭ ﺑــے ﻧـَــﻬﺎﯾﺖ ﺧــــﺎﻃﺮﻩ ﮐــﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑَﺮﺍےِ ﺟـَــﻮﺍﻥ ﻣـَـﺮﮒ ﺷُﺪﻥ ♣♣
گریه کردم..
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
شبــی بی یار و هـــمدم گریـــــــــه کــــردم زدســـت غصـــه و غــــم گریـــه کــــردم دلـــــــــم ابری شــــد از یــــاد و خیــــالــــت دلـــم باریــــــد و نــم نـــــم گریـــه کـــــردم نشــــســـــــــتم گوشـــــه ی تنـــــگ اتاقـــی بـه ت
خسته ام..
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت؟تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت؟تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟بهر دیدار محبت تابه کی در انتظار؟خسته ام از زندگی با غصه های بیشمار
دلٍ بی دل
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
دلْ به دلبر دلْ سپرد ،دلدار ،پا از دلْ کشیددلْ به دنبال دِلَشْ ،دلْ دلْ کنان ، دلْخونِ دل ْدلْ ز دلبر خواستم ، دلبر ،دلْ از این دلْ بریددلْ شکست و ، تیره روزی شد ، نصیب دلْ ، دِلادلْ در آتش سوخت ،دلبر ، بی مهابا شد ، پریدحالْ ، دِلْ ماند و ، غم دِلْدار و ، اینْ دِلْداده ، آهْداده دِلْ ، این دِلْ ، د...
تنهاایی
-
تاریخ: 1397/8/28 ساعت: 2:56
تنهایی ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﺪ …ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﺒﻮﺩﯼ، ﮔﺎﻩ آنقدﺭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﺜﻞ ﺳﻨﮓ …ﮔﺎﻩ آنقدر ﺣﺴﺎﺱ ﻣﺜﻞ ﺷﯿﺸﻪ …آنقدﺭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ حرف ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ…ﻻﻡ ﺗﺎ ﮐﺎﻡ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯﻧﻤﯿﺸﻮﺩ!غﺬﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼﻧﻬﺎﺭ ﻫﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺷﺎﻡ.ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻧﻤ...
سلامتی خودم
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 7:59
یه وقتایی هست که باید لم بدی یه گوشه و جریان زندگیدتو مرور کنی و بگـــــــــــــــی به سلامتی خودم که اینقـــ&#
دوباره غسلم بدید دلم هنوز خونه ...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 1:09
از کجا شروع کنم ؟ از عشقم ؟ نه از بابام ؟ اینم نه ... اهان از مامانم ...مامانی یادته از دستم عصبانی میشدی میگفتی : ایشالله جوونه مرگ بشی ؟ دیدی تو جوونی رفتم ؟ یادته میگفتی خیر نبینی؟دیدی از زندگیم خیرندیدم ؟؟ دیدی دعات گرفت ؟؟؟ پس حالا واسه چی گریه میکنی؟داد میزنی میگی توروخدا پاشو... صداتو میشنو
آب و ماهی
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 1:09
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم.. از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!! آیا تو میپذیرى ، عشق خدائیم را ؟.. تا این که بر نتابى ، دیگر جدائیم را؟!! آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما.. لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!! باید که خلوتى با ، افکار خود نمایم.. اینجا بمان که فردا ، با پاسخت بیایم!! ماهی